ولی چرا من باید از اینکه ساعت ۹ تو خیابون باشم بترسم؟
چرا باید از کنار هر مردی رد میشم باید مراقب همه حرکاتم باشم ؟
چرا باید نتونم تو خیابون ها مثل وقتی که یه بچه بودم جیغ بزنم ؟و..........
این دنیا رو کی برا من ساخته ؟
دنیایی که توش برای من جای دویدن نذاشته ؟
جایی برای راه رفتن بدون ترس نذاشته ؟
جایی که یه مرد بهم بد نگاه نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابا یکی بهشون نیست بگه من که چادریم........... میشه لطفا آزاده باشین؟
خدایا کی از دست نگاه های سنگین این آدم ها آزاد میشم؟
کی؟
مطمئنم که خدا این دنیا رو نساخته.
توی شهر تحمل اینهمه فشار رو بخاطر چی باید تحمل کرد ؟
بخاطر تحصیل؟
ببخشید من یه سوال دارم ؟
مگه تو دانشگاه تهران کسی هم درس می خونه ؟
اینجا هر روز فقط یه دعوای جدید داریم
تقریبا همین..........
